بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

190

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

خداى تعالى را به معنى تقويت و توقير پيغمبر او يا به معنى تقويت و توقير دين او گرفت تا معنى صحيح باشد بُكْرَةً وَ أَصِيلًا در صبح و شام و ميتواند كه بُكْرَةً وَ أَصِيلًا كنايه از دوام تسبيح باشد إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ بدرستى كه آنان كه بيعت ميكنند با تو در تحت شجره إِنَّما يُبايِعُونَ اللَّهَ جز اين نيست كه بيعت ميكنند با خداى تعالى زيرا كه مقصود از بيعت پيغمبر تحصيل رضاى الهى است يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ حالكونى كه قدرت خداى تعالى و نصرت خداى تعالى مر پيغمبر خود را بالاى قدرتها و نصرتهاى ايشانست فَمَنْ نَكَثَ پس هر كه نكث بيعت كند و آن بيعت و عهد را بشكند فَإِنَّما يَنْكُثُ عَلى نَفْسِهِ پس جز اين نيست كه ميشكند اين بيعت را بر نفس خود يعنى ضرر اين نكث بيعت عايد بر نفس خود اوست و بر ديگرى اصلا ضرر نميرسد وَ مَنْ أَوْفى و هر كه وفا كند بِما عاهَدَ عَلَيْهُ اللَّهَ بر آنچه عهد كرده است و بيعت نموده است بر آن با خداى تعالى فَسَيُؤْتِيهِ أَجْراً عَظِيماً پس زود باشد كه بدهد خداى تعالى او را مزدى بزرك و ثوابى بسيار . حفص موافق ابن محيصن عليه اللَّه را بضم‌هاى ضمير خوانده . على بن ابراهيم گويد كه آيهء إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ تا آخر كه آن را « آية الشرط » گويند در نزول مؤخر بود از آيهء كه مشتمل بر بيعت الرضوانست پس در تأليف قرآن مخالفت با ترتيب نزولى كرده اند ، اول آيهء إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ را تا آخر آوردند و بعد از ايراد آن آيات متعددهء بيعة الرضوانرا مذكور ساختند كه آن آيهء لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ است و واقع و نفس الامر نيز تقاضاى اين مىكند كه اول مقدمهء بيعت مذكور شود و بعد از آن حكم آن بيعت را بيان كنند كه : إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللَّهَ تا آخر و قاضى ناصر الدين بيضاوى عليه ما يستحقه گفته كه : الآية - يعنى آيهء إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ - نزلت فى بيعة الرضوان . گويند كه در حديبيه حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و آله و سلم جمعى از قبايل عرب را كه در نواحى مدينه بودند ترغيب و تحريص بر فاقت و موافقت خود نمود و ايشان از محاربهء قريش متوهم شده راه تخلف پيش گرفتند و حق تعالى پيغمبر خود را خبر داد